خانه / فرهنگ و هنر / کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت ؛ معرفی بزرگترین بیماری بشریت

کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت ؛ معرفی بزرگترین بیماری بشریت

کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت در سال ۱۳۸۶ به فارسی ترجمه شد اما به دلایل نامعلوم مجوز انتشار را دریافت نکرد. به هر حال در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و در همان سال به یکی از پرفروش ترین کتاب ها تبدیل شد، به گونه ایی که  پس از ۸ ماه به چاپ بیستم و تیراژ ۵۰،۰۰۰ جلد رسید. در ادامه به موضوع کتاب بیشعوری می پردازیم:

بیشعوری از سری کتاب های جامعه شناسی بوده و به معرفی بزرگترین بیماری بشریت یعنی بیشعوری می پردازد؛ به طوری که بعد از خواندن کتاب تازه به این فکر می رسید که واقعا این موضوع پدیده ای شگفت انگیز بوده و باشعوری در بین مردم چقدر کم رنگ شده است. همچنین کتاب بیشعوری به افرادی که ظاهر موجه و آراسته و موقعیت اجتماعی و فرهنگی عالی، رفتارهایی تعجب‌برانگیز داشته‌اند اشاره می کند، کسانی که آگاهانه به حقوق دیگران تجاوز می‌کنند و این کار را حق خود می‌دانند، آنهایی که بدون توجه به احساسات دیگران هرچه می‌خواهند می‌کنند.

کتاب بیشعوری در قالب داستان از چندین شخصیت توانسته است معضل بزرگ بیشعوری را به چالش بکشاند. برای مثال یکی از شخصیت های کتاب بیشعوری، آلکسیس می باشد. دختری که با زیبایی منحصر به فردش و موهای بلوند خود، توانسته بود در چشم بسیاری از پسران جای بگیرد. دختری که بسیار آسوده حاضر به تن فروشی خود شده بود و پول و پله ی ظاهر خود را می خورد در حالی که شغل وی در یکی از آژانس های تبلیغاتی بود.

با این حال آلکسیس از زندگی شخصی اش ناراضی بود. از بیست سالگی تا سی سالگی و تا حدود زیادی از سی سالگی تا چهل سالگی دلخوشی های زیادی داشت، اما هر چه سنش بالاتر می رفت سوال آزار دهنده ای بیش از پیش ذهنش را  به خود مشغول می کرد؛ آیا او آدم موفقی بود یا صرفا یک تن فروش؟

نویسنده در پیشگفتار کتاب بیشعوری آورده است:

شاید بیشعوری یک بیماری است و مثل تمام بیماری ها برای پیشگیری و درمانش باید آن را درست شناخت. هر چه قدر یک بیماری خطرناک تر و شایع تر باشد، شناخت و مقابله با آن ضروری تر است، اما بیشعوری مهلک ترین عارضه کل تاریخ بشریت است که تا کنون راه کاری علمی برای مقابله با آن ارائه نشده است.

بیشعوری حماقت نیست و بیشتر بیشعور ها نه تنها احمق نیستند، که نسبت به مردم عادی از هوش و استعداد بالاتری برخوردارند. خود خواهی، وقاحت و تعرض آگاهانه به حقوق دیگران که بن مایه های بیشعوری اند، بیشتر از سوی کسانی اعمال می شود که از نظر هوش، معلومات، موقعیت اجتماعی و سیاسی و وضع مالی، اگر بهتر از عموم نباشند بد تر نیستند.

خاویر کرمنت، نویسنده کتاب بیشعوری

کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت بوده که پزشک و متخصص مقعد شناسی می باشد، وی در ظاهر یک زندگی رویایی دارد، تصوری که از خودش دارد یک مرد قدرتمند که دیگران همگی عاشقش هستند و احترامی از صمیم قلب برایش قائلند و البته همگی باید مطابق میل او رفتار کنند و اندک کسانی هم که از او خوششان نمی آید انسان هایی بیشعور هستند که به نفوذ و ثروت و موقعیت و جایگاهش حسادت می ورزند و نباید آن ها را جدی گرفت

اما وقتی پسر بزرگش در مقابل وی ایستاد و حاضر به رفتن به دانشگاه نبود و قد رفتن به ارتش را داشت و او با خودخواهی در مقابلش ایستاد و شاهد ترک خانه توسط فرزندش شد و همسرش هم از رفتار بد و خودخواهانه او شکایت کرد و خواهان ترک خانه توسط کرمنت شد فهمید که بیشعور واقعی در واقع خودش است نه کسانی که او را قبول ندارند.

متن کتاب بیشعوری

معرفی-کتاب-بیشعوری-اثر-خاویر-کرمنت

کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت به هر باشعور و بیشعوری توصیه می شود

تعریف بیشعوری

بزرگترین راز خلقت این نیست که خدا چرا جهان را خلق کرده است، بلکه این است که چرا بیشعور ها را این قدر گستاخ و منفور آفریده است.

دیوار نوشته ای پشت یک در، در کلیسای بوستون

تا اینجا، بار ها و بار ها از اصطلاحات بیشعور و بیشعوری استفاده کردیم، بدون آنکه تعریف دقیقی از آن ها ارائه کنیم. از خود اسم ها نمی توان به تعریف مسمای آن ها رسید. یکی از راه های عمومی شناختن بیشعور ها، شناسایی موقعیت های بروز بیشعوری است. مثلا خود من در خواب هم نمی توانم تصور کنم که در دادگاه کسی جز یک وکیل بیشعور از من دفاع کند. هیچ تعریف مختصری نمی تواند پیچیدگی شگفت آورپدیده بیشعوری را بیان کند.

اما این مسئله، حل نشدنی نیست. بسیاری از مردم عقیده دارند: «شاید من نتوانم بیشعوری را تعریف کنم، اما قطعا وقتی بیشعوری را ببینم، می شناسمش» و این سخن درستی است. تقریبا همه در این امر اتفاق نظر دارند که بیشعور کسی است که رفتار وقیح و نفرت انگیزی را به صورت کاملا ارادی و عمدی از خود بروز می دهد و از ایجاد اختلالی که در کار ها به وجود آورده و آزاری که به دیگران رسانده قلبا خوشحال است.

البته همیشه منتقدانی هستند که به این نوع تعریف معترضند و آن را از زبان یک درمانگر متخصص، زیادی دم دستی و گل و گشاد می دانند. پاسخ علمی من هم در مقابل این است: انقدر اعتراض کنند تا جانشان در بیاید!

دیگران اعتراض می کنند که کلمه ی بیشعور واژه عامیانه نسبتا جدیدی است که فقط برای تحقیر و استهزا به کار می برند و به همین دلیل درست نیست که به عنوان استلالی پزشکی به کار رود، چون ممکن است باعث جریحه دار شدن احساسات بیماران شود. روشن است که این جماعت چیز زیادی درباره بیشعوری نمی دانند و این واقعیت را که بیشعور ها هیچگونه احساساتی ندارند، در نظر نمی گیرند. به عبارت دیگر احساسات یک آدم بیشعور تا زمانی که او در مسیر درمان و بهبودی قرار نگیرند، اصولا غیر قابل جریحه دار شدن است.

بعضی ها هم می گویند که واژه بیشعوری خیلی سوبژکتیو (ذهنیت گرایی) و ذهنی است، گویا بیشعور ها فقط در نظر ناظر وجود دارند. شخصا به عنوان یک مقعد شناس سابق معتقدم که این نظر فقط به درد استعمال به گویندگان این قبیل حرف های قلمبه و سلمبه می خورد. فکر می کنم که با این اوصاف باید مطلبی را روشن کنم و آن این است که حفظ و استعمال واژه بیشعور در درمان این بیماری ارزش و اهمیت بسیار زیادی دارد.

همانطوری که مثلا نمی توان در درمان بیماران مبطلا به پارانویا این اصطلاح را نادیده گرفت، در درمان بیشعوری هم نمی توان این واژه کلیدی را حذف کرد. منتهی بیشعوری یک بیماری کاملا مشخص و معین نیست. درست است که مردم عادی خوششان نمی آید که بیشعور نامیده شوند اما مردم عادی که بیشعور نیستند. بیشعور ها پر رو، نفرت انگیز، ترسناک و متکبراند و باید اسمی رویشان باشد که دستکم آن ها را کمی به خود بیاورد.

بعضی از مردم الکل می نوشند، اما هیچ کس نمی خواهد «الکلی» نامیده شود و درست به همین دلیل اولین مرحله از برنامه  مرحله ای ترک الکل، آن است که شخص قبول کند که الکلی است. از همین رو آدم بیشعور، باید اولین گام درمان و بهبودی اش را حتما با گفتن «من بیشعورم» آغاز کند؛ و حتی گفتن جملات مشابهی نظیر « من آدم وقیحی ام » اصلا آن اثر لازم را ندارد.

در حقیقت، آنچه باعث اشتباه این خرده گیران می شود آن است که هنوز درک نکرده اند که بیشعوری یک بیماری است و نه مثلا ادب نداشتن. بیشعوری حتی گرایشی عادت به سرکشی و تمرد هم نیست. اینها اختلالات شخصیتی اند، در حالی که بیشعوری نوعی اعتیاد است به قدرت، تحقیر و سرکوب کردن سایرین، وظیفه نشناسیِ بی حد و شهوت تسلط بر دیگران. این بیماری تعادل درونی قربانی اش را بر هم می زند و او را به بیچارگی و بدبختی می اندازد؛ تا زمانی که آدم شود اعتراف کند:

«من بیشعورم»

بسیاری از انسان ها در سراسر جهان با این عقیده من موافقند.

یک بار زن خانه داری با عصبانیت به من گفت: «هر کسی گفته هیچ بیشعوری در دنیا وجود ندارد، خودش هم بیشعور است. من سه تا بچهبیشعور دارم و هر ورز دارم. هر چهارتایشان را تحمل می کنم. آخر شوهرم هم بیشعور است»

پیشخدمتی در یکی از شعبه های مک دونالد می گفت: «آدم های بیشعور را از یک مایلی هم می توان بشناسم. از آن الاغ های اتو کشیده ای اند که اگر دوبل برگرشان دیر شود آسمان را به زمین می آورند»

یکی از بیشعور های تحت درمان می گوید: «تا زمانی که شروع به درمان نکرده بودم هیچ تصوری از اینکه چند نفرِ دیگر بیشعورند نداشتم، اما مدتی که گذشت فهمیدم که تمام دوستانم هم بیشعورند. ولی وقتی بهشان پیشنهاد کردم که با من در جلسات درمانی شرکت کنند فقط مثل بیشعور ها بهم خندیدند»

بعضی از درمانگر ها حتی تا آنجا پیش رفته اند که ادعا می کنند همه آدم ها بیشعورند؛ فقط کافی است که شناسایی شوند. احتمال دارد که این نظریه درست باشد، دست کم درمورد و کلا و دلال ها.

تاریخچه بیشعوری

بیشعور ها همیشه وجود داشته اند و اکنون بیشتر از همیشه وجود دارند. تمام آنچه درباره تاریخ بیشعوری باید دانست، همین است.

نشانه های بیشعوری

اپیدمولوژیِ بیشعوری نشان می دهد که افراد بسیاری «در معرض ابتلا» به بیماری بیشعوری قرار دارند. گروه کثیری از مردم کارهایی مشغول اند که احتیاج به استعداد خاصی ندارد؛ نظیر کارمندان درون پایه، واعظان اخلاقی، مددکاران اجتماعی و تمام کسانی که حتی به قیمت سربریدن دیگران می خواهند جهان را نجات بدهند. با ما همراه باشید تا جملات کتاب بیشعوری را برای شما بخوانیم:

جملات کتاب بیشعوری

در ادامه کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت جملاتی را برایتان آورده ای که بسیار تاثیر گذار است:

گوش دادن:

بیشعورها شنونده های خوبی ان. اون ها در پیدا کردن نقطه ضعف ها و معایب دوستان، همکارها و دشمنانشون ماهرن که از این اطلاعات به وقتش استفاده کنن. البته با تظاهر به گوش دادن تحسین دیگرانو بر می انگیزن؛ اما در واقع هیچی نمیشون.

مدارا و روا دونستن:

بیشعورها دوست دارن همیشه خودشون روی قله باشن و دیگران ته دره. تا زمانی که این شکلی باشه با شما مدارا میکنن اما اگه سعی کنین که این وضعیت رو تغییر بدین، مثلا خودتونو بالا بکشین اونوقت دلشونو میشکنید و هر چی دیدین از چشم خودتون دیدین. مقصر اتاق های تلخی که بعد از دل شکستگی بیشعورا می افته هم طبق معمول اونا نیستن.

بیشعور ها عاشق حد و مرز هستن و به دیوار ها عشق می ورزن. سرکار خودشون هم سعی میکنن با هر وسیله ای شده برای خودشون محدوده ایجاد کنن، تا به همکار ها و رقیباشون هشدار بدن که نباید به قلمرو اون ها نزدیک شد. تو خونه هم همین کارو به نوعی دیگه انجام میدن تا مطمئن بشن که زن و بچه هاشون نمیتونن زیاد بهشون نزدیک شن که از زیادی پستی و حقارتشون با خبر نشن. بیشعور ها با هر چیزی کنار میانبه شرط اون که در محدودهحد و مرزی که مشخص کردن بگنجه.

دنیای کوچیکیه نه؟

برای آدم بیشعور روا دانستن یعنی:

هر چیزی که لون ها اراده کنن مجاز بدونین؛

هر نظر و ایده مزخرفشونو مجاز بدونین؛

هر اشتباهی تقصیر شماس؛

هر کسی که میخواد بهشون برسه باید نابود شه.

اعتماد:

تنها چیزی که میتونیم در موردش به بیشعور ها اعتماد کنیم، دروغگویی و دسیسه چینی در مورد هر چیزیه که خیال میکنن بهش علاقه مندن، حتی اگر نباشن. اما اون ها به هیچ کس اعتماد ندارن، اون ها با تنهایی خودشون زندگی میکنن و همیشه استعداد عجیبی دارن در فراهم کردن اسباب راحتی و لذت.

خشم:

یکی از چیزایی که بیشعور ها خوب از عهدش بر میان، خشم و عصبانیته، اون ها آدم هایی نیستن که گاهی از کوره در برن، بلکه همیشه از کوره در میرن. آدم بیشعور معتقده که عصبانیت بهترین وسیله اس برای رو به رو شدن با جهان درنده ای که درش زندگی میکنن

رابطه جنسی

بیشتر بیشعور ها، چه زن چه مرد خود ارضایی رو به ارضای نیاز های به همسر ترجیح میدن. با این حال بیشعور ها هم میتونن فرق بین تصور چیز های لذیذ با خود چیز های لذید رو تشخصیص بدن. برای همین سعی میکنن که یه زندگی معمولی داشته باشن.

چنین چیزی برای بیشعور ها یعنی:

رابطه جنسی دارن اما نمیتونن ازش لذت ببرن، به خصوص زن های بیشعور:

رابطه جنسی دارن اما نمیزارن همسرشون ازش لذت ببره، به خصوص مردای بیشعور:

رابطه جنسی رو وسیله ای میدونن برای تسلط به همسرشون، معمولا با تظاهر به سر درد.

رابطه جنسی رو وسیله تنبیه همسرشون میدونن، معمولا با تظاهر به تمایل نداشتن.

رابطه جنسی مهم نیس مگه بتونن وقت رابطه کتک کاری کنن.

رابطه جنسی دارن، اما هیچ وقت درباره اش حرف نمیزنن.

درباره رابطه جنسی حرف میزنن، اما هرگز تجربه اش نکردن.

سر لجبازی تصمیم میگیرن با وجود زندگی مشترک، مجرد بمونن.

با خیانت مشکلی ندارن، منتهی از طرف خودشون.

غر زدن:

بیشترین حجم نق زدن رو بیشعور ها تولید میکنن. نائومی گادفلای توی کتاب هنر غر زدن مینویسه: هر کسی میتونه به خاطر کمبود ها و نابسامانی های زندگی غر بزنه، اما فقط بیشعور واقعی میتونه درباره چیز هایی که به نظر دیگران بی عیب و پسندیده است، غرولند کنه.

یه روز بهاری که به نظر همه فوق العادس، آدم بیشعور باز میتونه ایراد بگیره. بیشعور میتونه غر بزنه که چرا روز به این قشنگی باید زیر سقف و تو فضای بسته کار کنه، با این که آواز پرنده ها سرشو به درد میارن. لذت بردن از روز های این شکلی کنار یه همسر بیشعورغرغرو غیر ممکنه.

بیشعور ها در موارد زیر غر میزنن:

وقتی دیگران به پولی میرسن،

وقتی خودشون پول به دست میارن،

در مورد کار کردن برای امرار معاش،

در مورد دوران بیکاریشون،

درباره هوا،

درباره اقتصاد،

به خاطر کم توجهی بچه هاشون،به خاطر پر توقعی والدینشون: ما که گذاشتیمشون خانه سالمندان، باز انتظار دارن به دیدنشان هم بریم

از این که نو وصیتنامه پدربزرگشون سرشون بی کلاه مونده،

برای سیاست های جهانی حتی اگر هیچ ربطی به اونا نداره،

برای این که چرا به نظر نمیاد کسی ازشون خوشش بیاد،

از دست آدمهایی که فقط غر میزنن.

چرا باید کتاب بیشعوری را بخوانیم؟

کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت را می توان یک نقد اجتماعی تمام عیار دانست که برای تاثیر گذاری بهتر، از زبان طنز بهره برده است.این بهره گیری از زبان طنز ، به جا و مناسب است و شما را دلزده نخواهد کرد . نویسنده در بهره گیری از این طنز بسیار موفق عمل کرده است.

اگر بخواهید یک دلیل قانع کننده برای انتخاب کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت پیدا کنید، این است که همواره منتقدان بسیاری در سراسر دنیا داشته است که بیش از نیمی از آن‌ها نظرات مثبتی بر آن لحاظ نکرده‌اند. با این حال کتاب بیشعوری جملات زیبا و تاثیرگذاری دارد که می‌توان از آن‌ها لذت برد و در اکثر مواقع آن‌ها را با دیگران به اشتراک گذاشت.

 

منبع: آمازون

اشتراک گذاری:

همچنین ببینید

کتاب خودت را به فنا نده اثر گری جان بیشاپ

بررسی و معرفی کتاب خودت را به فنا نده اثر گری جان بیشاپ

کتاب خودت را به فنا نده به انگلیسی UNFUCK YOURSELF اولین اثر از نویسنده ای …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *