خانه / بیوگرافی / زندگینامه استیو جابز ؛ بنیان گذار شرکت اپل و محصولات Iphone

زندگینامه استیو جابز ؛ بنیان گذار شرکت اپل و محصولات Iphone

زندگینامه استیو جابز

استیو جابز به انگلیسی: ( Steve Jobs ) یکی از کارآفرینان معروف آمریکایی بوده که توانسته است بزرگترین شرکت کامپیوتری به نام Apple را راه اندازی کند که در حال حاضر محصولات Iphone از پرچمداران این شرکت می باشد.

استیو جابز به عنوان آخرین نماد راستینِ نوآوری، تخیل و ابداعات کاربردی مطرح است. استیو جابز می دانست که بهترین راه برای خلق ارزش در قرن بیستم و بعد از آن، برقراری پیوند میان خلاقیت و تکنولوژی است؛ پس شرکتی ساخت که در آن جهش های تکنولوژیک با شاهکار های مهندسی در هم می آمیزند.

استیو جابز و همکارانش در اپل قادر بودند متمایز فکر کنند: آن ها صرفا محصولاتی بی پیرایه و پیشرفته برای گروه های هدف نساختند، بلکه دستگاه ها و خدماتی ارائه کردند که از اساس نو بودند؛ محصولاتی که تا پیش ازعرضه؛ مصرف کنندگان حتی نمی دانستند که به آن ها نیاز دارند. دوران کودکی استیو جابز و همچنین تحصیلاتش، همه و همه پر از فراز و نشیب هایی بود که در ظهور ایده اش بسیار مفید بوده اند.

حتما بخوانید:  ۷ نکات موثر در ایده پردازی

زندگینامه استیو جابز و والدینش

والدین استیو جابز

برای آشنایی کامل با زندگینامه استیو جابز ابتدا با والدین او آشنا شوید: جوآن شیبل اهل ویسکانسین بوده که در واقع دختری از یک خانواده ی روستایی آلمانی تبار می باشد. عبدالفتاح جندلی اهل سوریه بود که با وجود مسلمان بودنش در مدرسه ی شبانه روزی مسیحیان درس خوانده و در دانشگاه آمریکایی بیروت فارغ التحصیل شده است.

داستان از آنجایی شروع می شود که جوآن و عبدالفتاح عاشق یکدیگر شده و قبل از اینکه ازدواج کنند به سوریه می روند تا جندلی، جوآن را به خانواده ی خود معرفی کند. اما زمانی که به شهر ویسکانسین برگردند، جوآن باردار می شود که در واقع هیچکدام آمادگی بچه دار شدن را نداشتند. آن بچه در در ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ در سانفرانسیسکو کالیفرنیا به دنیا آمد.

بنابراین آن ها مجبور می شوند تا پسر خود را به زوج دیگر واگذار کنند. اما برای اینکار هم شرطی را گذاشته بودند که حتما می بایست آن زوج یک حساب بانکی برای پس انداز کردن هزینه ی کالج کنار بگذارند تا بعد از این که بزرگ شد بتواند تحصیلات خود را ادامه دهد. از آن جا که تقدیر رقم می زد آن پسر به فرزند خواندگی پاول جابز و کلارا هاگوپیان درآمد.

پاول جابز هم مانند جوآن اهل ویسکانسین بود که در واقع در یک مزرعه دامداری بزرگ شده بود. از آن طرف هم کلارا هاگوپیان اهل نیوجرسی بوده که بعد ها با خانواده خود به سان فرانسیسکو نقل مکان کردند. آن ها بعد از ازدواجشان مهاجرت های زیادی کرده بودند که در نهایت باز هم به سان فرانسیکو برگشتند.

در کنار زندگی عاشقانه آن ها یک چیزی آن ها ناراحت می کرد و آن هم مشکل بارداری خارج از رحم کلارا بود. در واقع آن ها نمی توانستند بچه دار شوند بنابراین در سال ۱۹۵۵ یعنی ۹ سال پس از ازدواجشان، به فکر پذیرش سرپرستی یک کودک افتادند.

بله درست فکر کردید تقدیر همان شد که پسر عبدالفتاح جندلی به فرزند خواندگی پاول جابز درآمد و پاول و کلارا فرزندشان را «استیون پاول جابز» نامگذاری کردند

دوران کودکی و جوانی استیو جابز

جوانی استیو جابز

دوران کودکی استیو جابز با پاول و کلازا، از خیلی جنبه ها شبیه همان کلیشه های اواخر دهه ۱۹۵۰ بود. وقتی او ۲ ساله بود، آن ها دختری به نام پَتی را هم به فرزند خواندگی می پذیرند. پاول سعی می کرد تا علاقه اش به خودرو ها و مکانیک را به استیو انتقال دهد. یک روز در حالی که بخشی از میز کار داخل گاراژ را به پسرش نشان می داد، گفت: استیو، از حالا اینجا میز کار تو است.

استیو جابز به یاد داشت که پدرش او را به ساخت محصولات دست ساز علاقه مند می کرد و در این رابطه استیو می گوید: فکر می کردم که هوش طراحی پدرم خیلی خوب است. به خاطر اینکه می دانست هر چیزی را چطور بسازد. اگر قفسه می خواستیم، یکی می ساخت. حصار خانه که شکست، یک چکش هم به من داد تا در کنارش کار کنم.

استیو  قبل از این که به مدرسه ابتدایی برود، کلارا به او خواندن و نوشتن می آموخت تا این که استیو جابز به مدرسه رفت اما او چون خواندن رو یاد گرفته بود وقت کلاس خود را به شیطنت می گذراند. جالب است بدانید که استیو جابز در دوران ابتدایی تحصیلاتش یکی از بازیگوش ترین بچه های مدرسه بود به طوری که نظم مدرسه را به هم می ریخت و معلمان از او آسی شده بودند.

روزی مدرسه پدرش یعنی پاول را خواستند و به او گفتند که کار های پسر شما غیر قابل تحمل است و در پاسخ پاول گفت: این که شما نمی توانید استعداد بچه ها را ارزیابی کنید غیر قابل تحمل است و فقط بلدید که به بچه یاد بدید که چطور مزخرفات را حفظ کند.

بعد از گذراندن دوران دبیرستان، استیو جابز وارد کالجی به نام «رید» در شهر پورت لند ایالت اورگن شد. سپس در یک دوره خوشنویسی در کالج ثبت نام کرد که واقعا از شرکت در آن لذت می برد. او پس از گذشت یک نیمسال تحصیلی از کالج انصراف داد. اما پس از انصراف نیز در کلاس های خوشنویسی شرکت می کرد. بعدها خودش می گفت این کلاس یکی از مهم ترین چیزهایی بود که برای فونت ها و طرح های حروف اپل از آن کمک گرفته است.

سفر به هند

سفر به هند استیو جابز

یکی از نکات زندگینامه استیو جابز ، سفر او به هند بود؛ در سال ۱۹۷۴ بود که جابز با دنیل کاتک برای تعلیمات روحی به هندوستان سفر می کند. طی چند ماهی که در هندوستان بوده، در مورد فلسفه شرق چیزهای زیادی فرا می گیرد. خودش بعدها می گوید که این تجربه های بین ملیتی و فرهنگی دیدش را برای زندگی و کار خیلی وسیع تر کرد.

شغل ابتدایی استیو جابز

شغل ابتدایی استیو جابز

زندگینامه استیو جابز و شغل او

جابز پس از بازگشت از هند، به آتاری بازگشت. وظیفهٔ او ساختن یک برد الکترونیکی برای یک بازی شرکت آتاری (به نام Breakout) بود. بر طبق گفتهٔ نولان باشنل جایزه‌ای ۱۰۰ دلاری به ازای هر تراشه‌ای که در فرایند طراحی از دستگاه اصلی حذف می‌شد، داده می‌شد.

استیو جابز که دانش اندکی در طراحی مدارهای الکترونیکی داشت، با استیو وزنیاک قول و قراری گذاشت که اگر وزنیاک بتواند مداری با حداقل تعداد تراشه‌ها طراحی کند، جایزه‌ای که از آتاری دریافت می‌کنند را بین خودشان تقسیم نمایند.

این پروژه انجام شد و با وجود حیرت فراوان مسئولین آتاری، وزنیاک توانست که تعداد تراشه‌های استفاده شده در دستگاه نهایی را ۵۰ عدد کاهش دهد. متأسفانه، وزنیاک طراحی را به حدی فشرده انجام داده بود که تولید دستگاه نهایی بر روی خط مونتاژهای آن دوران ممکن نبود. با وجود این، جابز به وزنیاک گفت که آتاری تنها ۷۰۰ دلار از جایزه را پرداخت کرده است (در صورتی که تمامی ۵٬۰۰۰ دلار جایزه پرداخت شده بود) و پیشنهاد کرد که وزنیاک نیمی از آن یعنی ۳۵۰ دلار را برای کاری که انجام داده بود بردارد.

پس از اطلاع یافتن از واقعیت، وزنیاک در یک مصاحبه دراین‌باره گفت که این یک مسئلهٔ کوچک است. جابز به این پول نیاز داشت و حقیقت را به من نگفت.
در سال ۱۹۷۱ استیو وزنیاک (مهندس کامپیوتر، مخترع و دانشمند آمریکایی است که در ۲۶ سالگی همراه با رونالد وین و استیو جابز کمپانی اپل را در سال ۱۹۷۶ تأسیس کرد)، تحت تأثیر مقاله‌ای جعبه آبی را ساخت.

جعبه آبی سیستمی بود که می‌توانست با تکرار تن‌هایی، سیگنال‌ها را در شبکه AT&T مسیردهی کند و این امکان را فراهم می‌کرد که به شکل رایگان تماس راه دور برقرار شود. وزنیاک در مورد آن می‌گوید: «تا به حال مداری نساخته بودم که اینقدر به آن افتخار کنم.

هنوز هم فکر می‌کنم که کارم معرکه بود.» استیو جابز هم ایده فروش آن را مطرح کرد. قیمت تمام شده ساخت هر جعبه آبی ۴۰ دلار بود و جابز تصمیم داشت که آن را ۱۵۰ دلار به فروش برساند. جابز می‌گوید حدود ۱۰۰ جعبه آبی ساختیم و تقریباً همه را فروختیم. بعدها جابز گفت: «من ۱۰۰ درصد از این مسئله مطمئنم که اگر آن جعبه‌های آبی نبود، اپلی هم وجود نداشت. من و وزنیاک یاد گرفتیم که چگونه با هم کار کنیم. ما اطمینان پیدا کردیم که می‌توانیم مسائل فنی را حل کرده و واقعاً چیزی تولید کنیم.»

زندگی خصوصی استیو جابز

زندگی خصوصی استیو جابز

زندگینامه استیو جابز و خانواده اش

استیو جابز یک گیاهخوار بودایی و دانشجوی انصرافی از کالج بود که آرزوهای بلندبالایی داشت و به شکلی الهام شده، شخصیتی کمال طلب و روحیه ی محکمی داشت. دلیل نام گذاری شرکت اپل (سیب) این بود که به عقیده ی او سیب «زنده، شوخ و آرام بخش» است.

نخستین دوست جدی استیو جابز کریس ان برنان نام داشت. فرزند آن ها «لیزا برنان جابز» زمانی به دنیا آمد که آن دو هنوز با یکدیگر ازدواج نکرده بودند و استیو مدت زیادی پدری لیزا را انکار می کرد و اما بعدها او را پذیرفت.

در ۱۸ مارس ۱۹۹۱ استیو با «لورن پاول» که دانشجوی رشته ی مدیریت در دانشگاه آکسفورد بود، ازدواج کرد. ثمره این ازدواج سه فرزند به نام های رید پاول در سال ۱۹۹۱، ارین سینا ۱۹۹۵ و اوه در سال ۱۹۹۸ بود.

آغاز اپل و ماجرای شرکت نکست

بنیان گذار شرکت اپل

شرکت نکست در زندگینامه استیو جابز

اولین کار کامپیوتری جابز مربوط به زمانی می شود که برای شرکت کامپیوتری آتاری کار می کرد. در طول این دوره ی کار بود که جابز با استیو وزنیاک آشنا شد. کسی که به شدت مورد تحسین جابز قرار گرفت و در اغلب مکان ها از او یاد می کند.

در سال ۱۹۷۹ وزنیاک نخستین کامپیوتر اپل ۱ را اختراع می کند. استیو جابز، وزنیاک و رونالد وین بعد از این اختراع، روی کامپیوترهای اپل کار کردند. در اوایل کار کامپیوترهای اپل از گاراژ منزل پدری جابز به فروش می رسیدند. در طی چند سال کامپیوترهای اپل به سرعت پیشرفت کردند و استفاده از آن ها رایج شد تا جایی که در بازار کامپیوترهای خانگی، اهمیت زیادی پیدا کردند.

در سال ۱۹۸۴ استیو جابز اولین مکینتاش را طراحی کرد. مکینتاش اولین کامپیوتر خانگی بود که از رابط گرافیکی استفاده می کرد و از لحاظ تجاری هم بسیار موفق بود. بعد از نوآوری هایی که استیو جابز در اپل داشت اختلافات زیادی بین او و سایر کارکنان اپل ایجاد شد.

سال ۱۹۸۵ بود که جابز پست مدیریتی خود را واگذار کرد و از اپل استعفاء داد. بعدها در مورد این اتفاق می گوید: استعفاء دادن از اپل یکی از بهترین اتفاقاتی بود که افتاد.

این استعفاء به جابز کمک کرد تا حس نوآوری و آزادی را در خودش تقویت کند. حسی که با کار کردن در یک شرکت بزرگ عایدش نمی شد. استیو جابز از اپل رفت و شرکت کامپیوتری نکست را تاسیس کرد. این شرکت به موفقیت چندانی دست پیدا نکرد و تنوانست فروش زیادی داشته باشد.

در سال ۱۹۹۶ شرکت اپل نکست را به قیمت ۴۲۹ میلیون دلار خرید. بعد از این فروش جابز یک شرکت دیگر به نام پیکس آرت تاسیس کرد. دیزنی با این شرکت قرارداد بست و فیلم هایی مثل داستان اسباب بازی و در جست و جوی نمو توسط همین شرکت پیکس آرت ساخته شدند. این فیلم های انیمیشنی بسیار موفق بودند و سود زیادی برای جابز به ارمغان آوردند.

در سال ۱۹۹۶ وقتی که شرکت نکست، توسط اپل خریداری شد. جابز مجدد به اپل بازگشت و پست مدیر اجرایی را بر عهده گرفت. یعنی درست زمانی که رقیب هایی مثل مایکروسافت از اپل خیلی جلو زده بودند و اپل برای جذب سرمایه باید تلاش زیادی می کرد.

وقتی استیو جابز به اپل برگشت مسیر جدیدی را برای این شرکت تعیین کرد. بعضی از این پروژه های خیلی زود هنگام و باعجله بسته شدن و به جای آن استیو جابز تصمیم گرفت بر روی محصولاتی تمرکز کند که در دسترس باشد و همچنین طراحی جذاب و ویژگی های نوینی داشته باشند.تولید آی پاد کاری شگفتی ساز بود چون از محصولات موجود برای پخش موسیقی پیشی گرفت و استانداردهایی را برای این محصول تعیین کرد.

سال ۲۰۰۷ اپل با آیفون با موفقیت وارد بازار موبایل شد. این محصول همان ویژگی های آی پاد را داشت به علاوه صفحه ی لمسی! این گونه بود که آیفون به یکی از پرفروش ترین محصولات الکترونیکی تبدیل شد. در سال ۲۰۰۸ آیتیونز با فروش ۶ بیلیون دانلود آهنگ و ۲۰۰ میلیون فروش آی پاد، دومین فروشنده ی موسیقی در آمریکا شناخته شد.

اپل (Apple) بین شرکت های موفق آمریکایی جایگاه اول را گرفته و مدیریت جابز به عنوان روشی الهام بخش همواره مورد تحسین قرار گرفته است. جابز می گوید: کار من این نیست که با کارمندانم به نرمی برخورد کنم. کار من این است که این افراد بزرگ و فوق العاده را به کار گیرم و مجبورشان کنم که بهتر بشوند.

همین طور استیو جابز در یک مصاحبه گفته است: «یک جمله هست که آن را خیلی دوست دارم: من در بازی هاکی تا جایی اسکیت می کنم که توپ قرار است برود، نه تا جایی که توپ هست! این دقیقا همان کاری است که ما همیشه سعی داشتیم در شرکت اپل انجام دهیم و همیشه هم این کار را ادامه می دهیم». جابز از شرکت اپل فقط یک میلیون دلار درآمد داشت اما از کارهای مشترک بین اپل و دیزنی ۳/۸ بیلیون دلار درآمد کسب کرد.

مرگ استیو جابز یکی از غم انگیز ترین تاریخ اپل بوده  که در واقع داشت سرطان لوز‌المعده، منجر به مرگ استیو جابز شده است.

سرطان و مرگ استیو جابز

مرگ استیو جابز

در سال ۲۰۰۳، جابز دریافت که تومور نورواندوکرین (neuroendocrine tumor) دارد؛ یک فرم نادر و قابل درمان از سرطان لوز‌المعده. استیو جابز به جای اینکه سریعاً مراحل درمان را دنبال کند، رژیم گیاه‌خواری که شامل سبزیجات و غذاهای دریایی بود را جایگزین درمان کرد و در کنار آن درمان‌های شرقی را هم دنبال می‌کرد. جابز عمل جراحی را ۹ ماه به تعویق انداخت؛ این کار وی، هیئت مدیره را نگران کرد.

در واقع اعضای هیئت مدیره نگران بودند که سهامداران با شنیدن خبر بیماری مدیرعامل شرکت، سرمایه‌های خود را بیرون بکشند. در نهایت قرار شد که جابز مسئله‌ی بیماری خود را افشا نکند. در سال ۲۰۰۴، جابز یک عمل موفقیت‌آمیز را پشت سر گذاشت و تومور را خارج کرد. در سال‌های بعد نیز، جابز اطلاعات کمی در مورد سلامتی خود به دیگران می‌داد.

زندگینامه استیو جابز در تاریخ چهارشنبه ۵ اکتبر ۲۰۱۱ در سن ۵۶ سالگی به پایان رسید. گواهی فوت جابز نشان می‌دهد که او حوالی ساعت ۳ بعد از ظهر در خانه‌اش در پالو آلتو در کالیفرنیا، بر اثر ایست تنفسی ناشی از سرطان لوزالمعده درگذشت. جابز پس از برگزاری یک مراسم تدفین کوچک و خصوصی در تاریخ ۷ اکتبر، در یک قبرستان عمومی به نام «آلتا مسا مموریال پارک» در پالو آلتو (ایالات متحده آمریکا) به خاک سپرده شد. با ما همراه باشید تا به سخنان استیو جابز بپردازیم.

سخنان استیو جابز

سخنان استیو جابز

مقاله منتخب: عکس نوشته سخنان استیو جابز

در آخر مقاله زندگینامه استیو جابز شما را با چندین سخنان او آشنا می کنیم : «اگر به خاطر جعبه های آبی نبود هرگز اپلی شکل نمی گرفت. از این حرفم صد در صد مطمئنم.من و واز، همکاری را یاد گرفتیم و اعتمادبه نفس برای حل مشکلات فنی و رساندن ایده ها به مرحله ی تولید از پی آن آمد.»

«خلاقیت وصل کردن چیزهاست. وقتی از افراد خلاق می پرسید چطور یک کار را انجام داده اند، کمی احساس گناه می کنند، زیرا آنها واقعا آن کار را انجام نداده اند، فقط چیزی دیده اند. بعد از مدتی این برای آنها بسیار واضح به نظر رسیده است.»

«اینکه یادتان باشد قرار است بمیرید بهترین راه برای آن است که در این دام نیفیتید که فکر کنید چیزی برای از دست دادن دارید. شما کاملا عریان هستید. دلیلی ندارد که حرف دلتان را دنبال نکنید.»

«خودتان مقیاس کیفیت باشید. بعضی افراد به محیطی که برتری از هر چیز دیگری بیشتر انتظار می رود عادت ندارند.»

«نمی توانید به نگاه به جلو نقطه ها را بهم وصل کنید؛ فقط با نگاه به عقب است که می توانید آنها را بهم وصل کنید. پس باید اعتماد داشته باشید که نقطه ها به نحوی در آینده شما بهم وصل می شوند. باید به چیزی ایمان و اعتماد داشته باشید، به دلتان، به سرنوشت تان، به زندگی، به کارما، به هرچیزی.»

«ثروتمندترین مرد بودن در یک قبرستان برای من اهمیتی ندارد. وقتی با این فکر به رختخواب بروم که بدانم کاری عالی انجام داده ام، چیزی است که برای من اهمیت دارد.»

«من به همه کارهایی که انجام نداده ایم به اندازه همه کارهایی که کرده ایم افتخار می کنم. نوآوری یعنی نه گفتن به هزار و یک چیز دیگر.»

«من فکر می کنم اگر کاری انجام دهید و این کار خوب از آب دربیاید، بعد باید بروید کار عالی انجام دهید، نه اینکه زیاد روی کار قبلی بمانید. فقط باید به این فکر کنید که کار بعدی چیست.»

«اخراج شدن از اپل بهترین چیزی بود که تابحال در زندگی من رخ داده است. سنگینی موفق بودن با سبکی آماتور شدن جایگزین شد. این اخراج مرا آزاد کرد تا وارد یکی از خلاقانه ترین دوره های زندگی ام بشوم.»

اشتراک گذاری:

درباره ی صادق توسلی پویا

همچنین ببینید

معرفی مارک زاکربرگ

مارک زاکربرگ و امپراطوری فیسبوک

مارک زاکربرگ به انگلیسی: Mark Elliot Zuckerberg جوان ترین میلیاردر جهان بوده که به شخصیت …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *